موسسه حقوقی دادآوران نستوه
ما همواره کنار شما هستیم
صداقتتخصصسلامت
شماره تماس (+۹۸) ۲۱ - ۲۲۸۸۱۹۵۱

رفع حجر

سلام دوستان. گروه وکلای نستوه درصدد است با تهیه و ارائه مطالب مفید، مختصر و کاربردی علم حقوق سطح دانش و معلومات شما عزیزان را ارتقاء دهد. امیدواریم، با همراهی شما عزیزان که قطعا بیشترین دلگرمی برای گروه وکلای ما محسوب می گردد، مسیر پیش رو را ادامه دهیم.

در این مطلب سعی داریم، به شرح و بررسی دعوی رفع حجر بپردازیم. قبل از شروح بحث باید گفت، منظور از حجر چیست؟ و محجور به چه کسی اطلاق می گردد؟ در پاسخ به پرسش های مطروحه می گوییم: حجر، حالت و وضعیتی عقلانی و روحی محسوب می شود که شخصی را از دخل و تصرف در امور مالی یا  غیر مالی اش و یا هردو آن، مطلقا منع یا محدود می نماید. به فردی که دچار چنین وضعیتی است محجور گویند. البته، لازم است بگوییم، هر انسانی صرف نظر از هرگونه وضعیت عقلی، روحی و جسمی صلاحیت دارا شدن حقوق مدنی نظیر حق مالکیت را دارا خواهد بود، که از آن به عنوان اهلیت تمتع یا اهلیت دارا شدن حق تعبیر می گردد.

از طرف دیگر، برای اجرای حقوق مدنی نیاز است که فرد عاقل، بالغ و رشید باشد. فردی که فاقد صفات پیش گفته باشد بر حسب ممکن می تواند مجنون، سفیه یا صغیر محسوب شود. با این توضیح که، شخص صغیر از شمول دعوی رفع حجر خروج موضوعی دارد. زیرا، اشخاص صغیر با رسیدن به سن رشد کبیر محسوب شده و می توانند امور مالی و غیر مالی خود را اداره نمایند. پس در خصوص اشخاص صغیر طرح دعوی رفع حجر مصداق ندارد، بلکه در مورد افراد صغیر دعوی "صدور حکم رشد" می تواند مصداق داشته باشد که در آینده ی نزدیک در مطلبی جداگانه به آن خواهیم پرداخت.

مواردی که در خصوص رفع حجر می بایست مد نظر قرار گیرد عبارت است از

  • دعوی رفع حجر در چه مواردی طرح می گردد؟
  • چه اشخاصی شایسته صدور حکم رفع حجر هستند؟
  • رسیدگی به دعوی رفع حجر در صلاحیت کدام مرجع است؟
  • دعوی رفع حجر به طرفیت چه کسانی طرح می گردد؟

در هرزمان می توانید با شماره گیری تلفن های اعلامی در سایت با وکیل متخصص در دعاوی خانواده مشاوره حقوقی و تخصصی دریافت نمایید.

حقوق دانان و فقها پیرامون حجر و جزئیات مربوط به آن مطالب بسیاری را طرح کرده اند، که به طور قطع این نوشتار محل پرداختن به آن بحث های مفصل نمی باشد. فقط محض اطلاع دوستان می گوییم، از دیدگاه حقوقی و فقهی حجر بر دو قسم می باشد، حجر سوءظنی و حجر حمایتی.

1. اصطلاح حجر سوءظنی در این مطلب محل بحث نمی باشد. پس به صورت خلاصه و کوتاه به آن اشاره می کنیم. منظور از حجر سوء ظنی حمایت از طلبکاران تاجر ورشکسته می باشد. در واقع مقنن، کلیه معاملات و اقدامات مالی تاجر ورشکسته که در پرداخت مطالبات طلبکاران وی موثر باشد را تابع رژیم مخصوصی قرار داده است، که از آن به عنوان حجر سوءظنی یاد می شود. این وضعیت نه به لحاظ وضعیت عقلی، روحی یا جسمی تاجر بلکه به لحاظ حمایت از اشخاص طلبکار وضع شده است. به نوعی، اقدامات تاجر ورشکسته در دوران توقف یا ورشکستگی مشکوک و مورد سوء ظن قانونگذار است.

2. اصطلاح حجر حمایتی، در خصوص اشخاص محجوری به کار می رود که به دلیل نقصان در حالات روحی و عقلیشان، به تنهایی قادر به اداره امور مالی یا غیر مالی خود یا هر دو آن نخواهند بود. این اصطلاح در مورد افراد مجنون و سفیه به کار می رود که نیاز به پشتیبانی و حمایت در آن ها ضروری می باشد.

مجنون، فردی است که از وضعیت عقلانی سالمی برخوردار نیست و به اصطلاح " دیوانه " می باشد. چنین فردی فاقد هر گونه قصد واراده برای انجام امور مالی و غیر مالی خود بوده و کلیه اعمال و اقدامتش در صورتی که به تنهایی صورت گیرد فاقد هرگونه اعتبار و اثر حقوقی می باشد. برای مثال، یک شخص مجنون نمی تواند مالی را بخرد یا بفروشد. بلکه ، هر گونه اقدامات اجرائی حقوقی در خصوص اشخاص مجنون می بایست از طریق نمایندگان قانونی آن ها - بر حسب مورد ولی قهری یا قیم- انجام شود.

دیگر افرادی که ممکن است، متقاضی طرح دعوی "رفع حجر" قرار بگیرند اشخاص سفیه می باشند. اشخاص سفیه، بر خلاف مجانین دارای عقل و اراده می باشند، اما اقدامات این افراد در امور مالی عقلایی محسوب نمی گردد. برای مثال ممکن است، مالی را به کم تر از قیمت واقعی آن به فروش برسانند. اقدامات یک فرد سفیه، از اساس باطل و بلا اثر نمی باشد. در حقیقت، اعمال یک سفیه در امور مالی نه باطل بلکه غیرنافذ و اعمال و اقدامتش در امور غیر مالی نظیر عقد ازدواج صحیح و معتبر خواهد بود.

همچنین باید بگوییم، به موجب مقررات موضوعه هیچ شخصی سفیه یا مجنون ( محجور) به حساب نمی آید، مگراینکه سابقا حکم حجر او از طریق دادگاه صالح صادر گردیده باشد. بنابراین، اصل بر این است که هیچ شخصی محجور فرض نمی گردد.

سوالی که مناسب است در اینجا مطرح و به آن پاسخ داده شود اینکه، چنانچه حکم حجر شخصی صادر گردد و متعاقبا حالت حجر برطرف گردد تکلیف چیست؟ در واقع شخص محجوری که از طریق دادگاه صالح حکم حجر وی صادر و متعاقبا در اجرای حقوق خود دچار منع یا محدودیت شده است برای برون رفت از این وضعیت چه راهکاری دارد؟

در پاسخ باید گفت، چنین شخصی می تواند با طرح دعوی به خواسته " رفع حجر"  و ارائه ادله مربوط به برطرف شدن حالت حجر و بازگشت سلامت عقلانی و روحی حکم رفع حجر تحصیل نماید. دادگاه نیز پس از رسیدگی و احراز برطرف شدن حجر حکم به رفع حجر صادر می نماید.

شرایط دادخواست رفع حجر چگونه است؟

اصولا دادخواست "رفع حجر"  از سوی شخصی که مدعی خروج از حجر است – شخصی که سابقا حکم حجر وی صادر شده است- به طرفیت دادستانی و قیم یا ولی قهری تقدیم دادگاه صالح می گردد. خواهان می بایست کلیه دلایل مربوط به خروج از حجر و به نوعی دلایلی که مثبت سلامت وضعیت عقلانی و روحی وی است را تقدیم دادگاه صالح نماید. از جمله این دلایل می تواند، نظریه پزشک متخصص باشد. معمولا دادگاه در رسیدگی خود نظریه کارشناس معتمد "پزشکی قانونی" را نیز جلب می نماید. چنانچه، دادگاه در رسیدگی خود خروج خواهان از حجر را احراز نماید به رفع حجر حکم می کند. این حکم از سوی دادستان، قیم یا ولی قهری قابلیت اعتراض را داراست.

مرجع صالح جهت رسیدگی به دعوی رفع حجر کجاست؟

در پاسخ باید گفت، به موجب بند ۱۲ ماده ۴ قانون حمایت خانواده رسیدگی به دعوی رفع حجر در صلاحیت دادگاه خانواده می باشد. در حقیقت خواهان، دادخواست خود را از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت کرده و سپس دادخواست از طریق دفاتر مربوطه به دادگاه خانواده صالح ارجاع می گردد.

امید است، مطلب فوق که توسط گروه وکلای نستوه تهیه و ارائه گردیده است مورد مطالعه و استفاده شما همراهان گرامی واقع گردد. گروه وکلای نستوه همواره آماده است، به عنوان وکیل یا مشاور در کلیه دعاوی مربوط به رفع حجر در کنارتان باشد. جهت برخورداری از خدمات مشاوره یا وکالتی گروه وکلای نستوه با ما همراه باشید.

logo-samandehi