موسسه حقوقی دادآوران نستوه
ما همواره کنار شما هستیم
صداقتتخصصسلامت
شماره تماس (+۹۸) ۲۱ - ۲۲۸۸۱۹۵۱

جنایت چیست؟

در امور کیفری معمولاً موضوعات با جنایت همراه است و البته هستند مواردی در امور کیفری که ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با جنایت ندارند. به طور مثال عدم پرداخت چک علیرغم آنکه موضوع کیفری به حساب می آید لیکن عنوان جنایت چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم را ندارد و فقط قانونگذار موضوع را داری جنبه کیفری دانسته است. در نقطه مقابل نیز موضوعات فراوانی وجود دارد که با جنایت به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم در ارتباط می باشد به طور نمونه قتل به صورت مستقیم با جنایت همراه است و یا جرح ناشی از بی مبالاتی حین رانندگی می تواند به صورت غیرمستقیم با جنایت همراه باشد. از این رو گروه وکلای نستوه مقاله ای تحت عنوان جنایت چیست را برای علاقه مندان تهیه و تنظیم نموده است شاید از خود بپرسید که انواع جنایت چیست؟ شرایط جنایت چیست؟ مجازات جنایت چیست؟ مستندات جنایت چیست؟ بهترین وکیل جرایم جنایت در تهران کیست؟ شکایت برای جنایت چگونه است؟ برای اطلاع از سوالات فوق می توانید با وکلا و مشاوران موسسه حقوقی دادآوران نستوه در ارتباط باشید.

جنایت تقسیم می شود بر :

1- جنایت بر نفس

2-  جنایت بر عضو

3- جنایت بر منفعت که به لحاظ رکن روانی به 3 دسته جنایت عمدی، جنایت شبه عمدی و جنایت خطای محض تقسیم می شوند.

در قانون مجازات سابق جنایت از لحاظ روانی علاوه بر عمد و شبه عمد و خطای محض در حکم خطای محض و در حکم شبه عمد نیز تقسیم می شود، در حال حاضر آنچه در حکم شبه عمد بود هم اکنون خود خطای محض محسوب می گردد.

جنایت در موارد ذیل عمدی است، مصداق این موارد را می توان در ماده 290 قانون مجازات اسلامی عنوان نمود.

جنایت عمد

بند الف از ماده 290 قانون یاد شده مقرر نموده است :

الف- قصد ذاتی یا اصالی، قتل ذاتی یا اصالی «قتل عمد بما هو عمد»

ب- قصد تبعی یا بالعرض «به تبع عمل نوعاً کشنده ایی که مرتکب می شود»

پ- نسبت به وضعیت مجنی علیه خاص در شرایط یا مکانی خاص، اصل آن است که آگاهی بر وضعیت مجنی علیه ندارد.

ت- بمب گذاری در ملا عام

هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود خواه آن کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع جنایت یا نظیر آن باشد خواه نباشد این نوع قتل مصداق جنایت عمد به ما هو عمد می باشد. زیرا مرتکب از ابتدا ذاتی یا اصالی قصد جنایت را داشته است.

بیشتر بدانیم : تعریف قتل و انواع مجازات آن

در این بند منظور از قید معین چیست؟

قید معین بر 2 نوع است :

1- هدفی یا فیزیکی

2- معین هویتی یا شخصیتی

در معین هدفی یعنی مورد نظر را انتخاب کند و عملاً او را به قتل برساند هرچند در وقع مجنی علیه آن کس نبوده که مورد نظر مرتکب جرم بوده است. اما در هدف هویتی یا شخصیتی منظور آن است که مرتکب مجنی علیه یا بزه دیده را تمام و کمال شناخته و با آگاهی نسبت به ویژگی های او مرتکب جنایت بر نفس یا عضو با منفعت او شده باشد. حال منظور از معین در بند الف ماده 290 قانون یاد شده معین هدفی است. به عبارتی بهتر اشتباهی در هویت بزه دیده ی مجنی علیه جرم را از حالت عمد خارج نمی کند چرا که در اینجا مرتکب هم هدفش را مشخص کرده و هم جنایت بر او واقع می کند. اما اگر جانی یا مرتکب در هدفش اشتباه کند جنایت از حالت عمد خارج می کند.

بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مقرر نموده :

هرگاه مرتکب کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن هر چند قصد ارتکاب جنایت را نداشته باشد ولی آگاه بوده است که آن کار نوعاً موجب جنایت می شود. این جنایت در واقع عمد نیست بلکه در حکم عمد بر آن بار می شود در اینجا گرچه مرتکب قصد ذاتی یا اصالی برای ارتکاب جنایت را نداشته است اما، قصد تبعی و بلعرض او در کاری که انجام داده است مستقر است. به عبارتی قصد جنایت را به حساب و می نویسند.

منظور از کار نوعاً کشنده چیست؟

منظور از عمل نوعاً کشنده را می توان در قالب یک مثال ارائه نمود به طور مثال اگر شخصی از آلت قتاله استفاده کرد «چاقو، شمشیر و...» اصل بر آگاهی است. خودش باید خلافش را ثابت کند. اما زمانی که بحث موضوع و حساس بدن و ناشناخته قسمت بدن است اینجا اصل بر عدم آگاهی است.

در اینجا 2 دیدگاه متفاوت وجود داشته و دارد :

اکثر حقوقدانان در موردی که مرتکب از آلت قتاله استفاده می کند کار نوعاً کشنده دانسته و جنایت را عمد تلقی می کنند.

اگر الف با هدف شلیک گلوله به ساق پای کسی او را به قتل برساند جنایت او را عمدی می دانند. اما برخی دیگر از حقوقدانان معتقدند که استفاده از آلت قتاله برای تحقق کار نوعاً کشنده نه لازم است نه کافی یعنی لازم نیست، زیرا، کار نوعاً کشنده بدون آلت قتاله هم قابل انجام است مانند: زدن مشت به شقیقه که موضوع حساس بدن محسوب می شود، کافی نیست زیرا، صرف استفاده از آلت قتاله کار نوعاً کشنده محسوب نمی شود مگر زمانی که موضوع آسیب حساس باشد.

به طور مثال :

ایراد جرح با چاقو در ناحیه پا که کار نوعاً کشنده محسوب نمی شود اما ایراد جرح با چاقو در قفسه سینه کار نوعاً کشنده محسوب می شود نتیجه آنکه در قانون قبلی دیدگاه اول حاکم بود (یعنی صرف استفاده از آلت قتاله موجب عمدی بودن جنایت می شد)

در جنایت با کار نوعاً کشنده اصل بر آگاهی مرتکب است و اثبات خلاف آن بر عهده خود اوست اما اگر جنایت واقع شده فقط به علت حساسیت موضوع آسیب واقع شده باشد و این حساسیت زیاد و البا شناخته شده نباشد اصل بر عدم آگاهی و توجه مرتکب جرم می باشد که در اینجا در صورت اثبات خلاف این موضوع توسط مدعی (مجنی علیه یا اولیای دم او یا وکیل او) جنایت عمدی محسوب می شود.

بند پ ماده 290 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد :

بند الف- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته باشد و کاری هم که انجام داده است نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایتی واقع نمی شود لیکن در خصوص مجنی علیه به علت بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگر... و یا به علت خاص مکانی یا زمانی نوعاً موجب جنایت می شود جنایت عمد محسوب می شود. مشروط بر اینکه علم مرتکب نسبت به 2 چیز اثبات شود. زیرا در این حالت فرض بر عدم علم مرتکب است.

اولاً : نسبت به اینکه آن کار نسبت به مجنی علیه نوعاً موجب جنایت می شود، آگاهی داشته باشد، مثلاً بداند مجنی علیه زن باردار است و بداند لگد زدن به شکم او موجب جنایت در او و جنین او می شود و در صورت عدم اثبات هر یک از این دو جنایت عمدی محسوب نمی شود. (بند پ و تبصره ماده یاد شده شامل افرادی که متعارف جامعه نیستند می شود)  

بند ت ماده 290 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد :

هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت وارد شده نظیر آن را داشته باشد بدون آنکه فرد یا جمع معین مقصود وی باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، جنایت عمدی است.

مانند آنکه در اماکن عمومی بمب گذاری کنند. در این بند مرتکب قصد انسانی را داشته است فرد یا جمع معین مقصود او نبوده است.

ماده 291 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد :

هرگاه مرتکب نسبت به مجنی علیه قصد رفتاری را داشته لکن قصد جنایت واقع شده را یا نظایر آن را نداشته است البته در اینجا مرتکب قصد رفتاری را که داشته است آن رفتار نباید نوعاً کشنده باشد مگر نه عملش کشنده محسوب می شود و عمدی به حساب او گذاشته می شود. مثل پزشک که در عملش موجب مرگ می شود یا شخصی به قصد تادیب شخصی به دیگری سیلی بزند و موجب قتل او شود.(اگر حتی قصد فعل یا رفتار نوعاً کشنده داشت عمل مرتکب عمدی محسوب می شود)

بند ب- هرگاه جنایت به سبب تقصیر مرتکب واقع شود مشروط بر آنکه فعل مرتکب شامل تعریف جنایت عمدی نباشد.

بند پ- هرگاه مرتکب جرم جهل به موضووع داشته باشد به طور مثال: شخصی جنایتی را نسبت به مجنی علیه با اعتقاد به اینکه او مهدور الدم است او را بکشد اما سپس خلاف آن محرز شود

رکن مادی جنایت خطای محض بدین شرح است :

بند الف - هرگاه مرتکب نه قصد فعل وارد شده بر مجنی علیه را داشته و نه قصد جنایت بر او را داشته باشد، جنایتش خطای محض می باشد. مانند انسانی که تیری به سمت شکاری پرتاب کند و تیر او به انسانی برخورد کند و موجب قتل او شود.

بند ب - هرگاه جنایت به وسیله صغیر، مجنون ارتکاب یابد جرم خطای محض می باشد این مصداق در قانون قبلی در حکم خطای محض به شمار میرفت که هم اکنون خود خطای محض می باشد.

بند پ-  هرگاه جنایت در حال خواب یا بیهوشی و مانند آنها واقع شود . با توجه به اینکه اختلافات زیادی مابین حقوقدانان در ارتباط با جنایت در حال خواب وجود داشت، چرا که برخی حقوقدانان جنایت در حال خواب را شبه عمد و برخی دیگر آن را خطای محض تلقی می کردند. خوشبختانه قانونگذار در قانون فعلی به تمامی اختلاف نظرها پایان داده و آن را خطای محض بر شمرده است. اما نکته حائض اهمیت آن است که اگر مرتکب بداند که در حال خواب اصولاً اقدام او موجب جنایت بر دیگری می شود اگر عالم و آگاه به این امر باشد جنایت عمدی محسوب می شود.

مانند شخصی که عارضه خواب گردی داشته و حتی قبلاً در حالت خواب جنایت بر دیگری دارد نموده است. لازم به ذکر است در بند الف همین ماده عمل مرتکب نوعاً موجب جنایت شود و او به این امر علم و آگاهی داشته باشد جنایت خطای محض او به جنایت عمدی تبدیل می شود.

جنایت در نگاه فقهی : با توجه‌ به‌ مفهوم‌ مصطلح‌ جنایت‌ در منابع‌ فقهی‌، جنایات‌ تنها شامل‌ وارد آوردن‌ ضرر عمدی‌ به‌ تمامیت‌ جسمانی‌ افراد نمی‌شود، بلکه‌ صدمات‌ غیرعمدی‌ (خطایی‌ و شبه‌ خطا) را نیز در برمی‌گیرد. بر این‌ اساس‌، برای‌ تحقق‌ جنایت‌ به‌ مفهوم‌ فقهی‌ آن‌، وجود عامل‌ قصد و عمد ضروری‌ نیست‌؛ از این‌رو، فقها جنایات‌ را به‌ لحاظ‌ داشتن‌ قصد زیان‌رسانی‌ و نداشتن‌ قصد آن‌، بر چندگونه‌ دانسته‌اند: جنایات‌ عمدی‌، شبه‌ عمدی‌ و خطایی‌

با عنایت به تمامی موضوعاتی که در خصوص جنایت مورد واکاوی قرار گرفت مشخص می شود وجود وکیل دادگستری در پرونده های دادگستری یکی از الزاماتی است که به هیچ عنوان نمی توان نادیده گرفته شود. وکیل دادگستری با علم به قوانین و اطلاع از موضوعات می تواند راهگشای پرونده حقوقی شما باشد. وکیل دادگستری می تواند در پرونده با مطالعه دقیق و تنظیم لایحه ای مفصل گره گشای مشکلات حقوقی شما باشد.

logo-samandehi